الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
46
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
سيد . . . كه پيش از اين نوشته و ترجمه شده است و وفات او در سال 370 هجرى بوده است « 1 » . شيخ ابو طبيب حسين بن احمد فقيه از بزرگان اصحاب ما بوده است و گاهى شيخ حسين بن عبد الصمد پدر شيخ بهايى به طورى كه از اوايل مزار بحار استفاده مىشود ، پارهاى از اخبار را از خط او نقل كرده است ، و من در كتابهاى رجال به شرح او دست نيافتهام ، و نمىدانم در چه روزگارى مىزيسته است . شيخ امين ابو عبد اللّه حسين بن احمد بن محمّد بن على بن طحال مقدادى از مزار كبير شيخ محمّد بن جعفر مشهدى ، استفاده مىشود ، مقدادى از شيخ ابو على فرزند شيخ طوسى روايت مىكرده است ، و سند روايتى او در نجف اشرف ، در صفه بزرگ بالاسر مبارك ، در دههء آخر ذىقعده سال 509
--> ( 1 ) - سيوطى در بغية الوعاة ، ص 231 مىنويسد : ابن خالويه سال 314 هجرى قمرى وارد بغداد شد ، فنون ادب و حديث را فراگرفت ، و در جامع مدينه به املاء حديث ، اشتغال مىورزيد و معافا ابن زكريا و ديگران از وى روايت مىكنند و با متنبى ، مناظراتى داشته است و از افراد به نام روزگارش بوده است . در يكى از اوقات ، مردى به او گفت : مىخواهم ، مراتب عربيت را آنچنان بياموزم كه اشتباهى براى من به وجود نيايد ، ابن خالويه گفت : پنجاه سال است به فراگيرى علم نحو ، اشتغال دارم هنوز نتوانستهام ، كاملا رفع اشتباه از خود بنمايم . و از تاريخ حلب ابن عديم نقل كرده ، روزى گروهى از ادبا در محضر سيف الدوله ، حضور داشتند ، سخن از اين معنى به ميان آمد كه آيا اسم ممدودى وجود دارد كه جمع آن ، مقصور باشد ؟ حاضران اظهار بىاطلاعى كردند سيف الدوله ، خطاب به ابن خالويه ، شما در اين خصوص ، چه نظريه داريد ؟ در پاسخ گفت : من دو اسم را به اين كيفيت مىشناسم ، سيف الدوله پرسيد آن دو اسم كدام است ؟ ابن خالويه اظهار داشت تا هزار درهم از تو نگيرم ، آن دو اسم را براى تو ، نخواهم گفت و منظورم از اين ، درخواست آن است كه كمالى را رايگان به دست نياورده باشى ! پس از آنكه هزار درهم را گرفت گفت آن دو اسم ، صحرا و عذرايند بر صحارى و عذارى جمع بسته مىشوند ، پس از يك ماه كه از اين قضيه گذشته بود ، دو اسم ديگر به دست آورد ( صلفاء و خبرا ) كه جمع آنها ، صلافى و خبارى است و پس از بيست سال كه گذشته بود اسم پنجمى هم به دست آورد كه سبتا و جمع آن سباتى بوده باشد - م .